مرگ پدرم

خرید بک لینک
در بازار شهر تبریز در زمان قاجار، دو عالمی در مورد اداره یک مسجد ، شیطان در بین شان راه یافت و به اختلاف خوردند .و بنایی را صدا کردند که مسجد را از وسط دیواری کشید و دو نیم کرد و درب دیگری برآن نهادند تا اهل بازار راحت تر برای نماز به آنجا روند. و کسی عبادت آنها را نبیند. و سماور و استکان های مسجد مرگ پدرم...

ما را در سایت مرگ پدرم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 1:57

وقتی بچه بودم، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران-شاه عبدالعظیم بود. من می دیدم که قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می کنند و به زبان حال می گویند: « ببین چه موجود عجیبی است!» معلوم بود که یک احترام و عظمتی ب مرگ پدرم...

ما را در سایت مرگ پدرم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 3:57

دوست داشتن عضوی از بدن است. درست است که همه فوراً به فکر "قلب" می افتند ولی من می گویم که دوست داشتن، "دندان" آدم است دندان جلویی که هنگام لبخند برق می زند ...حالا تصور کنید روزی را که دوست داشتن آدم درد میکند! آرام و قرار را از آدم میگیرد! غذا ازگلویت پایین نمیرود ... شبها را تا صبح به گریه می مرگ پدرم...

ما را در سایت مرگ پدرم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 3:57

روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا، در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.حرفم را نشنید، چرا که می خو مرگ پدرم...

ما را در سایت مرگ پدرم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: شنبه 6 خرداد 1396 ساعت: 20:16

صفحه بندی